به گزارش خبرنگار گروه فرهنگی پایگاه خبری تحلیلی «جهانبین نیوز»، همزمان با هفته دولت در آیین باشکوهی که در حوزه هنری چهارمحال و بختیاری برگزار شد، پرده از «یکی مرد جنگی» برداشته شد؛ کتابی که روایتی متفاوت و عمیق از زندگی و رشادتهای شهید عبدالرسول زرین، ملقب به «صياد خمینی» و برترین تکتیرانداز دفاع مقدس را به مخاطبان عرضه میکند، این اثر که حاصل سالها پژوهش و مصاحبههای میدانی سجاد خالقی، نویسنده آن است، نه به دنبال ثبت رکوردهای خیرهکننده، بلکه در پی کشف حقیقت و انسانیت پنهان در پس ظاهر خشن جنگ است.
بخش اول: از مقدمه «یکی مرد جنگی»
در مقدمه کتاب «یکی مرد جنگی» به قلم نویسنده آمده است: برترین تکتیرانداز تاریخ کیست؟ این سؤالی است که از دیرباز ذهنها را به خود مشغول کرده و در طول یک قرن گذشته، بحثهای بیشماری را برانگیخته است، از زمانی که انسان توانست با یک گلوله و از فاصلهای دور، دشمن را از پای درآورد، «تکتیراندازی» به تخصصی چنان جذاب و پر افتخار تبدیل شد که سینماگران، نویسندگان و بازیسازان دهها اثر فاخر را به آن اختصاص دادند. هر ملتی میکوشد تا خطرناکترین و ماهرترین تکتیرانداز را به خود نسبت دهد، چرا که کدام کشور دلش یک قهرمان اسطورهای بیرقیب نمیخواهد؟
اما چرا تکتیراندازی اینقدر محبوب و پرطرفدار است؟ درست است که خلبانان با لباسهای یکدست، فرماندهان پرمدال، هدایتکنندگان پهپادهای چند میلیون دلاری، کماندوهای لجنیپوش یا اپراتورهای موشکهای بالستیک نیز جذابیتهای خاص خود را دارند؛ اما برای بسیاری از ما، تکتیراندازی چیز دیگری است، گویی ذات رقابت و «دوئل» درونی ما، در این نبرد رو در رو و آمیخته به شجاعت، تبحر و ذکاوت، اقناع میشود، حقیقت این است که در وجود هر یک از ما، یک تکتیرانداز بالقوه نهفته است که میخواهیم روزی آن را آزاد کرده و با دشمنانمان «دوئل» کنیم.
این علاقه ذاتی به تکتیراندازی و عطش شناخت برترین تکتیرانداز ایرانی، جرقه اولیه نگارش این کتاب بود. اگر به دنبال اقناع حس رقابت و وطنپرستی خود هستید و میخواهید مطمئن شوید که شهید زرین بهترین تکتیرانداز دنیا است، «کتاب را اشتباه انتخاب کردهاید.» عبد الرسول زرین هم بهترین است و هم نیست. نویسنده اذعان میکند که در میانه راه تحقیق، فهمیده است که از ابتدا راه را اشتباه آمده بوده. برای کسی مانند او، عدد تیراندازیهای موفق، فاصله تا هدف، ثبت رکورد جهانی یا انباشتن جنازه دشمنان، اهمیتی نداشته است.
زرین؛ نمادی از تفکری فراتر از «آدمکشی»
برترین تکتیرانداز تاریخ کیست؟ این سؤال را باید برای آنهایی گذاشت که به دید «آدمکشی» به تکتیراندازی نگاه میکنند و میخواهند «بهترین بودن» را با تعداد بیشتر جنازههای دشمن و فاصله تیراندازی تا هدف اثبات کنند، اما عبدالرسول زرین «آدمکش» نبود؛ او مردی معمولی بود که فقط و فقط برای حفظ کشور و مردمش ماشه را میچکاند، یک ایرانی لرتبار، با هفت فرزند کوچک و حدود هفتاد درصد جانبازی؛ مردی که هیچوقت به بیش از دو هزار شلیک موفق و فاصلههای عجیبی که از آنجا شلیک کرده بود افتخار نکرد.
این نگاه، دقیقاً در تضاد با تبلیغات سوء برخی رسانههای غربی است که ایران را به دنبال سلاحهای هستهای و نابودی مردمان جلوه میدهند؛ ادعایی کذب که بارها از سوی رهبر معظم انقلاب با تأکید بر حرام بودن آن، رد شده است، عبدالرسول زرین نماد تفکر ایرانی است؛ نمادی که میخواهد برای حفظ کشورش بجنگد و اگر کسی با او وارد جنگ نشود، کاری با او ندارد. ایرانی مسلمان هیچگاه به فکر نابودی کسی نبوده و این در طول تاریخ این سرزمین اثبات شده است.
پشت پرده نگارش: از مصاحبه تا حقیقت ناب
در حوزه هنری چهارمحال و بختیاری، کتابی رونمایی شد از مردی لرتبار که به عنوان برترین تکتیرانداز این سرزمین در هشت سال جنگ تحمیلی شناخته شده است. سجاد خالقی، نویسنده اثر، مسیر نگارش را با بیش از 50 مصاحبه آغاز کرد؛ با مردانی که در کنار شهید زرین جنگیده بودند، با خاک آمیخته شده بودند و خاطراتشان را در دل سالها حمل کرده بودند، نویسنده این اثر معتقد است وقتی پای خاطرات باز شد، دیگر یک روایت ساده نبود؛ بلکه حقیقتی بود که در نگاه هر همرزم موج میزد.
همرزمان شهید، روایتهایی از دقت مثالزدنی زرین در میدان نبرد بیان کردهاند، یکی از آنها، که سالها با او همراه بوده، میگوید: ما به سختی باورمان میشد که یک نفر بتواند اینقدر دقیق باشد، زرین هیچ دوره تخصصی ندیده بود، اما گویی از لحظه تولد، این مهارت را با خود آورده بود، در هر نبرد، آرام و حسابشده حرکت میکرد و همیشه درستترین تصمیم را میگرفت.
یکی دیگر از رزمندگان در کتاب از روزهایی میگوید که زرین در سکوت، تغییرات بزرگی ایجاد میکرد: گاهی، پیش از آنکه متوجه شویم، کار تمام شده بود، هیچ نیازی به هیاهو نداشت؛ تیرهایش از دور، معادلات میدان نبرد را تغییر میدادند. زرین کسی بود که جنگ را با تمرکز و صبر پیش میبرد.
خالقی نویسنده این اثر می گوید: «همرزمانش تأکید دارند که او بیادعا میزیست و هیچگاه به دنبال ثبت نامش در افتخارات نبود؛ تنها مأموریت را میدید و به آن عمل میکرد. هیچکس از او تصویری ندارد که در کنار فرماندهان ایستاده باشد، اما همه میدانند که بدون زرین، خیلی چیزها در جبهه فرق میکرد.
چالشهای ۱۰ ساله نگارش و انتخاب حقیقت
خالقی درباره دشواریهای مسیر نگارش این اثر گفت: حدود 10 سال پیش تصمیم به نوشتن گرفتم، اما چالشهای بسیاری باعث وقفه شد. چهار سال پیش، دوباره شروع کردم. ارتباط با خانواده شهید و مصاحبه با همرزمانش، کلید اصلی نگارش بود.
وی اظهار داشت: در طول تحقیق، برخی از خاطرات را کنار گذاشتم تا روایت نهایی کتاب، مستند، منسجم و پرکشش باشد. ما نمیخواستیم کتابی فقط از خاطرات غیرمستند باشد. مصاحبهها انتخاب شدند تا حقایق ناب و تأثیرگذار را در اختیار مخاطب قرار دهیم.
به گزارش خبرنگار گروه فرهنگی پایگاه خبری تحلیلی «جهانبین نیوز»، رونمایی از کتاب «یکی مرد جنگی»، نه تنها گامی در جهت گرامیداشت یاد و خاطره شهید عبدالرسول زرین است، بلکه پنجرهای رو به درک عمیقتری از مفاهیم ایثار، دفاع و قهرمانی در بستر تاریخ این سرزمین میگشاید، این اثر، دعوتی است برای بازخوانی شجاعتهایی که در سکوت و با ایمان قلبی، رقم خوردند؛ و فرصتی برای تأمل در ابعاد روانشناختی و اخلاقی جنگ که در دل این روایت مستند نهفته است.
شهید عبدالرسول زرین در سال ۱۳۲۰ در یکی از روستاهای حومه کهگیلویه و بویراحمد (دهدشت) به دنیا آمد. در ۴ سالگی پدر و در ۶ سالگی مادرش را از دست داد و تحت سرپرستی داییاش قرار گرفت، در نوجوانی توانست خویشاوندان پدری خود را در اصفهان پیدا کند و برای کار و زندگی، در کنار آنان مستقر شود، عبدالرسول سرانجام با کارکردن توانست مغازه لباسفروشی را در حوالی “مسجد باباعلی عسگر” اصفهان تهیه کند و به شغل لباسفروشی بپردازد. او در ۲۰ سالگی در اصفهان تشکیل خانواده داد و صاحب ۷ فرزند شد.
با شروع جنگ تحمیلی در کردستان، عبدالرسول زرین به عضویت سپاه اصفهان درآمد و ابتدا به غرب کشور اعزام شد. پس از مدتی به مناطق جنگی در جنوب رفت و در کنار بزرگانی چون حسین خرازی و یحیی صفوی در عملیاتها شرکت میکرد. او در مرحله دوم عملیات خیبر، در ۱۱ اسفند ۱۳۶۲ به شهادت رسید. به گفته همرزمانش، او در ۷۰۰ شلیک، فرماندهان و نیروهای تأثیرگذار عراقی را از پای درآورده بود.
بریدهای از کتاب «یکی مرد جنگی»: هنرمندی در تاریکی؛ تاکتیکهای هوشمندانه
تکتیر زدن تو شب عملیات با اون حجم آتش که تیربار داشت رو سر بچهها کار میکرد خیلی سخت بود. آقای زرین مینشست با دقت سر اسلحه رو بالا میآورد. اینکه سرش رو هم بالا میآورد تا بتونه تیرباری رو که داره شلیک میکنه ببینه، کار خطرناکی بود. از روی نور دهانه اسلحه یا با کمک نور منور، جای تیربار رو پیدا میکرد. عراقیها خیلی وقتها تیربار رو میذاشتن توی سنگر، طوری که فقط لوله تیربار بیرون بود؛ اما زرین اونقدر مهارت و دقت داشت که تیربارچیای که توی سنگر مخفی شده رو بزنه. وقتی میزد، تیربار ساکت میشد و بچهها میتونستن پیشروی کنند.
انتهای خبر/1031ج