همزمان با سالروز آغاز امامت حضرت ولیعصر(عج) و روز جهانی مسجد، مسجد مقدس جمکران میزبان بیش از هزار و ۵۰۰ نفر از فعالان و بسیجیان مساجد کشور بود؛ اجتماعی که زیر آفتاب مردادماه، روایتگر پیوند مسجد، انتظار و نقش اجتماعی مردم در محلهها شد
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی«جهانبین نیوز»، صبح هنوز گرمای خود را به صحن مسجد مقدس جمکران تحمیل نکرده بود که رفتوآمدها آغاز شد. اتوبوسها یکی پس از دیگری میرسیدند و از میان جمعیت، چهرههایی با پرچمها و نشانههای مسجدی که از شهرهای مختلف آمده بودند، به چشم میخوردند. قرار بود امروز جمکران فقط میزبان زائران همیشگی خود نباشد؛ بیش از هزار و ۵۰۰ نفر از بسیجیان و فعالان مساجد کشور آمده بودند تا روز جهانی مسجد را در کنار سالروز آغاز امامت حضرت ولیعصر(عج) گرامی بدارند.
صحن مسجد آرامآرام شلوغتر میشد. هر گروه گوشهای را برای خود انتخاب کرده بود؛ عدهای مشغول گفتوگو بودند، برخی منتظر آغاز مراسم و گروهی سرگرم ثبت لحظهها با تلفنهای همراه. پرچمها در میان جمعیت حرکت میکردند و گاهی صدای صلوات و شعار، فضای صحن را پر میکرد.
آفتاب اما بیملاحظه میتابید. سایههای اندک صحن، پناهی کوتاه برای کسانی بود که لحظهای از جمعیت فاصله میگرفتند. بطریهای آب و وسایل خنککننده میان حاضران دستبهدست میشد، اما گرما نتوانسته بود رفتوآمد را متوقف کند. هرچه به زمان آغاز مراسم نزدیکتر میشد، جمعیت متراکمتر میشد و چهرههای مختلفی از مسجد در یک قاب کنار هم قرار میگرفتند؛ نوجوانی که تازه پای ثابت فعالیتهای مسجد شده بود، جوانی که در برنامههای فرهنگی محله فعالیت میکرد و مردانی که سالها از عمر خود را در مسجد گذرانده بودند.
اینجا، مسجد فقط یک ساختمان با گنبد و محراب نبود
آدمهایی که از شهرهای مختلف خود را به جمکران رسانده بودند، هرکدام بخشی از یک روایت را با خود آورده بودند؛ روایت مسجدهایی که در محلههایشان تنها محل اقامه نماز نیستند و در بسیاری از روزها، محل برگزاری برنامههای فرهنگی، فعالیتهای جهادی، کمک به نیازمندان و حل مسائل مردماند.
چهارمین آیین ملی تکریم فعالان مساجد کشور با عنوان «مثل امام شهید» در چنین فضایی آغاز شد؛ مراسمی که قرار بود از کسانی تقدیر کند که بخش مهمی از وقت و توان خود را در مسجد و برای مردم محله صرف کردهاند.
همزمانی این اجتماع با سالروز آغاز امامت حضرت ولیعصر(عج) و روز جهانی مسجد، معنای دیگری به حضور جمعیت داده بود. جمکران در این روز محل تلاقی دو مفهوم بود؛ مسجد و انتظار.
در میان سخنرانیها، نام شهدا بارها شنیده شد. یاد امام خمینی(ره)، شهدا، فرماندهان نظامی و مسئولانی که در جریان جنگ به شهادت رسیدند، از جمله سردار شهید حاج قاسم سلیمانی و شهید آیتالله رئیسی، گرامی داشته شد.
حجتالاسلام والمسلمین حسین طائب نیز با اشاره به نقش شهید رئیسی در شکلگیری اجلاس تکریم خادمان مسجد، یاد او را گرامی داشت و گفت که شهید رئیسی از نخستین افرادی بود که در شکلگیری این جریان نقش داشت.
اما سخنان طائب خیلی زود از یک مراسم مناسبتی فراتر رفت و به تصویری از جایگاه مسجد در شرایط امروز کشور رسید.
او از مسجد به عنوان یکی از مهمترین پایگاههای حضور و سازماندهی مردم یاد کرد؛ پایگاهی که به گفته او، در سالهای مختلف همواره در تحولات اجتماعی و فرهنگی نقش داشته است.
در روایت او، دشمن تلاش کرده است هرجایی را که مردم در آن امکان اجتماع و سازماندهی دارند، تضعیف کند و مسجد یکی از مهمترین این نقاط است. او با اشاره به جنگ اخیر، هدف قرار گرفتن رهبران، فرماندهان و مراکز نظامی و مردمی را بخشی از همین تلاش دانست و تأکید کرد که برخلاف محاسبات دشمن، شهادت رهبران و فرماندهان نهتنها موجب از بین رفتن جریان مقاومت نشده، بلکه به گفته او، زمینه حضور بیشتر مردم را فراهم کرده است.
در میان جمعیت، پرچمها همچنان در حرکت بودند. سخنرانی ادامه داشت و صدا در فضای صحن میپیچید.
طائب از تجربه جنگ اخیر نیز گفت؛ از حملات گسترده، استفاده از توان هوایی و موشکی و در نهایت حرکت دشمن به سمت آتشبس. او تأکید کرد که جمهوری اسلامی ایران درخواست آتشبس نکرده و این طرف مقابل بوده که به سمت آن حرکت کرده است.
اما شاید مهمترین بخش سخنان او برای جمعیتی که با عنوان فعالان مسجد در جمکران جمع شده بودند، جایی بود که دوباره به خود مسجد بازگشت.
او معتقد بود اگر مسجد قرار است «سنگر» باشد، این سنگر فقط در میدان نظامی معنا پیدا نمیکند. مسجد باید در برابر آسیبهای فرهنگی و اجتماعی نیز نقش خود را ایفا کند؛ باید بتواند جوان را جذب کند، مشکلات محله را بشناسد، برای حل آنها راه پیدا کند و میان مردم پیوند ایجاد کند.
در این نگاه، مسجد قرار نیست از زندگی روزمره مردم فاصله داشته باشد
مسجد باید جایی باشد که یک خانواده برای حل مشکلش به آن مراجعه کند، جوانی در آن فرصت فعالیت پیدا کند، گروههای جهادی از آنجا شکل بگیرند و اهالی محله برای مسائل مشترکشان دور یکدیگر جمع شوند.
طائب با اشاره به تعبیر امام خمینی(ره) درباره مسجد به عنوان سنگر، بر بازگشت مسجد به جایگاه اصلی خود تأکید کرد؛ جایگاهی که در آن عبادت در کنار فرهنگ، معنویت در کنار خدمت و تربیت در کنار مسئولیت اجتماعی قرار میگیرد.
حالا صحن جمکران بیشتر شبیه یک محله بزرگ شده بود؛ آدمهایی از محلههای مختلف کشور که کنار هم نشسته بودند و درباره تجربههای خود از مسجد حرف میزدند.
برای برخی، مسجد محل فعالیت فرهنگی بود و برای برخی دیگر، پایگاه گروههای جهادی. عدهای از فعالیتهای نوجوانان میگفتند و گروهی درباره برنامههای محله. همین تفاوتها، تصویری گستردهتر از مسجدی را نشان میداد که قرار است از چهار دیوار خود فراتر برود.
یکی از محورهای مورد تأکید طائب نیز همین بود؛ اینکه بسیج مساجد و بسیج میادین باید در کنار یکدیگر قرار بگیرند تا مسائل هر محله دقیقتر شناسایی و برای آنها راهحل پیدا شود.
او از محلههایی سخن گفت که میتوانند به واسطه مسجد، خوداتکا، پویا و مسئلهمحور شوند؛ محلههایی که مردم در آنها فقط دریافتکننده خدمات نیستند، بلکه خودشان بخشی از راهحلاند.
در چنین تصویری، امام جماعت، فعال فرهنگی، بسیجی، گروه جهادی، جوانان و دیگر اهالی محله، هرکدام بخشی از یک شبکه اجتماعی را تشکیل میدهند؛ شبکهای که مرکز آن مسجد است.
سخنان طائب در بخش دیگری از مراسم به موضوع وحدت ملی رسید. او تأکید کرد که در شرایط فعلی، حفظ انسجام اجتماعی اهمیت ویژهای دارد و بازدارندگی کشور فقط به قدرت نظامی وابسته نیست. به گفته او، وحدت مردم میتواند پشتوانهای برای قدرت کشور در برابر تهدیدها باشد.
او همچنین از تلاش دشمن برای ایجاد اختلافات داخلی، افزایش نارضایتی و مشغولسازی جامعه سخن گفت و تأکید کرد که جامعه نباید اجازه دهد اختلافات، انسجام ملی را تحت تأثیر قرار دهد.
گرمای هوا همچنان ادامه داشت
اما کسی عجلهای برای ترک صحن نداشت. بعضیها ایستاده بودند، برخی در سایه نشسته بودند و گروههایی برای عکس گرفتن کنار پرچمهایشان جمع شده بودند. صدای سخنرانی از بلندگوها میآمد و میان آن، گاهی صدای صلوات جمعیت شنیده میشد.
در این میان، مفهوم انتظار هم بار دیگر به فضای مراسم بازمیگشت
سالروز آغاز امامت حضرت ولیعصر(عج) باعث شده بود که حضور در جمکران فقط یک برنامه رسمی نباشد. برای بسیاری از حاضران، این روز فرصتی برای زیارت، دعا و تجدید عهد بود؛ اما در کنار آن، پیامی اجتماعی نیز وجود داشت: انتظار، تنها چشمدوختن به آینده نیست؛ میتواند با مسئولیتپذیری در زمان حال معنا پیدا کند.
مسجد در این روایت، نقطه آغاز همین مسئولیت بود
جایی که انتظار میتواند از یک مفهوم ذهنی به رفتار اجتماعی تبدیل شود؛ از کمک به همسایه و دستگیری از نیازمند گرفته تا تربیت نوجوان، حل اختلافات محله و حضور در فعالیتهای فرهنگی و جهادی.
با نزدیک شدن به پایان مراسم، جمعیت کمکم پراکنده شد. پرچمهایی که چند ساعت پیش در میان جمعیت دیده میشدند، یکییکی از صحن دور شدند. گروهها به سمت مسیرهای خروجی حرکت کردند و جمکران دوباره آرامتر شد.
اما آنچه از این روز باقی ماند، فقط یک مراسم مناسبتی نبود
در گرمای مردادماه، زیر آفتاب سنگین جمکران، هزاران نفر آمده بودند تا درباره مسجد حرف بزنند؛ مسجدی که قرار است هم محل عبادت باشد و هم محل زندگی، هم جایگاه معنویت و هم پایگاه خدمت، هم مأمن مردم و هم نقطهای برای حل مسائل محله.
شاید به همین دلیل بود که جمکران در این روز، بیش از آنکه فقط میزبان یک مراسم باشد، شبیه تصویری بزرگ از مسجدهای سراسر کشور شده بود؛ مسجدهایی که اگر قرار باشد دوباره در متن زندگی مردم قرار بگیرند، باید از درهای خود به سمت محله باز شوند.
روز به پایان رسید، اما پرچم انتظار همچنان بر فراز گنبد جمکران دیده میشد؛ انگار روایت این روز با رفتن جمعیت تمام نمیشد.
انتظار، در اینجا، هنوز ادامه داشت؛ در مسجد، در محله و در میان مردمی که آمده بودند تا بگویند مسجد، اگر زنده باشد، فقط محل حضور نیست؛ محل حرکت است.