تنگه هرمز نه تنها شاهرگ اقتصادی کشورها بلکه نقطهای کلیدی در معادلات ژئوپلیتیک و امنیت انرژی بینالمللی است.
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی«جهانبین نیوز»، مرضیه عالیپور فعال رسانهای در یک یادداشت نوشت: تنگه هرمز به عنوان یکی از حیاتیترین گلوگاههای دریایی جهان، خلیج فارس را به دریای عمان متصل میکند و حدود ۲۰ درصد از نفت جهانی از این آبراه باریک عبور مینماید. این تنگه نه تنها شاهرگ اقتصادی کشورها بلکه نقطهای کلیدی در معادلات ژئوپلیتیک و امنیت انرژی بینالمللی است.
تنگه هرمز از نظر جغرافیایی در جنوب ایران و شمال عمان قرار گرفته و باریکترین نقطه آن حدود ۲۱ مایل (تقریباً ۳۴ کیلومتر) عرض دارد. این آبراه حدود ۱۰۴ مایل طول کشیده و تنها مسیر دریایی برای خروج نفتکشها و کشتیهای تجاری از خلیج فارس به آبهای آزاد اقیانوس هند محسوب میشود. عمق آب در بخشهایی از تنگه تا ۱۰۰ متر میرسد که امکان عبور نفتکشهای عظیم را فراهم میکند. موقعیت استراتژیک آن باعث شده تا از دوران باستان تا عصر مدرن، همواره مورد توجه قدرتهای بزرگ باشد.
اهمیت اقتصادی تنگه هرمز غیرقابل انکار است. طبق آمار اداره اطلاعات انرژی آمریکا، در سالهای اخیر به طور متوسط روزانه حدود ۲۰ تا ۲۱ میلیون بشکه نفت و محصولات نفتی از این تنگه عبور کرده که معادل ۲۰ درصد مصرف جهانی نفت مایع است. کشورهای صادرکننده عمده مانند عربستان سعودی، عراق، امارات، کویت و ایران عمدتاً به این مسیر وابسته هستند. اختلال در این جریان میتواند قیمت جهانی نفت را به شدت افزایش دهد و اقتصادهای وابسته به واردات انرژی را با بحران مواجه کند.
تاریخ تنگه هرمز پر از رویدادهای مهم است. از دوران امپراتوریهای باستانی و تجارت ادویه و ابریشم گرفته تا ورود پرتغالیها در قرن شانزدهم و حضور بریتانیاییها، این آبراه همیشه صحنه رقابت بوده است. در دوران معاصر، جنگ ایران و عراق (۱۹۸۰-۱۹۸۸) معروف به «جنگ نفتکشها» شاهد حملات متعدد به کشتیها در این منطقه بود. بیش از ۵۵۰ نفتکش در آن دوره آسیب دیدند که نشاندهنده آسیبپذیری این مسیر حیاتی است.
در دهههای اخیر، تنشهای ژئوپلیتیک بارها تنگه هرمز را به کانون توجه جهانی تبدیل کرده است. ایران به عنوان کشوری که بخش شمالی تنگه را کنترل میکند، چندین بار تهدید به بستن آن در صورت درگیری نظامی کرده است. این تهدیدها در زمان تحریمها یا تنش با آمریکا و اسرائیل مطرح شدهاند. هرچند بستن کامل تنگه چالشبرانگیز است، اما حتی تهدید یا اختلال جزئی میتواند بازارهای انرژی را به لرزه درآورد.
امنیت دریانوردی در تنگه هرمز نیازمند همکاری بینالمللی است. ایالات متحده و متحدانش ناوگان دریایی خود را برای حفاظت از کشتیها مستقر کردهاند. ائتلافهای دریایی برای مقابله با دزدی دریایی و تهدیدات دیگر تشکیل شده است. با این حال، حضور نیروهای خارجی گاهی تنشها را افزایش میدهد و ایران آن را تحریکآمیز میداند. توقیف گاهبهگاه کشتیها توسط نیروی دریایی ایران نیز بر پیچیدگی وضعیت افزوده است.
علاوه بر نفت، تنگه هرمز مسیر مهمی برای صادرات گاز طبیعی مایع (LNG) و کودهای شیمیایی است. حدود ۳۰ درصد کودهای جهانی و بخش قابل توجهی از LNG از این مسیر عبور میکنند. این تنوع کالا، وابستگی اقتصاد جهانی به ثبات تنگه را بیشتر میکند. کشورهای آسیایی مانند چین، هند، ژاپن و کره جنوبی عمده واردکنندگان نفت عبوری از این تنگه هستند.
از منظر حقوقی، تنگه هرمز تحت رژیم حقوق بینالملل دریاها قرار دارد و عبور بیضرر برای همه کشورها تضمین شده است. اما کنترل عملیاتی عمدتاً در دست ایران و عمان است. هرگونه تفسیر متفاوت از قوانین میتواند به درگیریهای دیپلماتیک منجر شود. سازمان ملل و آژانسهای بینالمللی همواره بر حفظ آزادی navigation در این آبراه تأکید دارند.
آینده تنگه هرمز با چالشهای جدیدی روبرو است. تغییرات آب و هوایی، توسعه فناوریهای انرژی تجدیدپذیر و تلاش برای تنوعبخشی به مسیرهای صادراتی (مانند خطوط لوله) ممکن است وابستگی به آن را کاهش دهد، اما در کوتاهمدت همچنان کلیدی باقی خواهد ماند. تنشهای منطقهای اخیر نیز نشان داده که کوچکترین اختلال میتواند آثار جهانی داشته باشد.
در نهایت، تنگه هرمز نمادی از interdependence جهانی است. ثبات آن نیازمند دیپلماسی هوشمند، مدیریت تنشها و همکاری جمعی است. تا زمانی که اقتصاد جهان به نفت خلیج فارس وابسته باشد، این تنگه همچنان قلب تپنده تجارت انرژی جهان باقی خواهد ماند و هر تصمیمی در مورد آن، سرنوشت میلیونها نفر را تحت تأثیر قرار میدهد.