درمان رایگان کودکان دارای ناهنجاریهای مادرزادی در ایران «پیوند اُمید بر درخت خانواده» است.
به گزارش خبرنگار گروه اجتماعی پایگاه خبری تحلیلی«جهانبین نیوز»، هنوز هم هستند کودکانی که بهعلت ناهنجاریهای مادرزادی از نوعی بیماری یا معلولیت رنج میبرند اما بهخاطر ناتوانی اقتصادی خانوادهها دیگر اُمیدی به درمان ندارند و با این موضوع برای همیشه کنار آمدهاند.
این در حالی است که با فعالیت مؤسسه خیریه حمایت از کودکان با ناهنجاریهای مادرزادی (مُحکم) نور اُمیدی در کورسوی دل این کودکان هویدا شده است و در نهایت اُمیدآفرینی انتظار درمان رایگان را میکشند.
کودکانی اُمیدوار که لحظهشماری میکنند تا در سایه اُمید این متخصصان خیراندیش بسیجی روند درمانشان سپری شود و در جمع سایر کودکان مشغول بازیهای بچهگانه شوند.
سفر به قلب روستاهای کوهستانی ایران
خورشید هنوز از ستیغ کوههای سربهفلک طلوع نکرده و هوا گرگ و میش است که صدای خودروهای کمکدار گروه مؤسسه خیریه حمایت از کودکان با ناهنجاریهای مادرزادی (مُحکم) در دل کوههای روستاهای سختگذر ایران میپیچد و آرامش خواب سپیدهدم را از مردمان میگیرد.
گروه پزشکان و جراحان متخصص عضو مؤسسه خیریه حمایت از کودکان با ناهنجاریهای مادرزادی (مُحکم) با استقبال دهیار، اعضای شورای اسلامی روستا و تعدادی از معتمدان و ریشسفیدان وارد روستا میشوند و در مسجد روستا استقرار پیدا میکنند تا کار را شروع کنند.
تلاش برای درمان «محمد» پسر «فلکناز»
خورشید طلوع کرده و هوا روشن شده است، مردم برای معاینه کودکان خود صف کشیدهاند، نوبت به «فلکناز» میرسد، کودکش بهطور مادرزادی مشکل داشته و قرار است اکنون پس از معاینه برای مداوای او تصمیمگیری شود.
دکتر دلشاد او را معاینه میکند، پس از پرسش و پاسخهای مورد نیاز، نسخهای برای «محمد» همان کودک بیمار میپیچد و پس از آن برگه معرفینامه بهمنظور بستری کودک در یکی از بیمارستانهای طرف قرارداد مؤسسه خیریه حمایت از کودکان با ناهنجاریهای مادرزادی (مُحکم) مینویسد.
نور اُمید و شادی در چشمان «فلکناز» مادر «محمد» برق میزند، انگار دنیا را به او دادهاند، زمین را زیر پایش حس نمیکند مانند اینکه روی ابرها در حرکت است.
از دکتر میپرسد یعنی «محمد» میتواند بدون مشکل راه برود و دکتر پاسخ میدهد آری، با یک عمل جراحی، فرزندت بهبود مییابد و میتواند با همسالان و همکلاسیهای خود «گرگم به هوا» بازی کند.
انگار «محمد» بیماریاش را فراموش میکند، از همین حالا میدود و بالا و پایین میپرد، «فلکناز» مدام زیر لب برای دکتر دلشاد و همراهانش دعا میخواند و از خداوند برای آنان و خانوادهشان طلب طول عمر باعزت دارد.
بیمار دوم نوه «زُبیده» بود
«زُبیده» نفر بعد از «فلکناز» هست که در نوبت معاینه نوهاش «فاطمه» ایستاده بود، پس از سلام و احوالپرسی با دکتر و تیم پزشکی، تقاضای معاینه مهرههای گردن کودک را دارد.
به اعتقاد پزشکان، خوشبختانه دیر نشده است و براساس سن کودک هنوز فرصت برای درمان وجود دارد اما سریعتر باید روند درمانی و عمل جراحی «فاطمه» آغاز شود.
پس از مشورت پزشکان و هماهنگی با دکتر دلشاد، نامه بستری «فاطمه» در یکی بیمارستانهای مجهز طرف قرارداد مؤسسه خیریه حمایت از کودکان با ناهنجاریهای مادرزادی (مُحکم) در تهران صادر و به «زُبیده» داده میشود تا کودک را هفته بعد در این بیمارستان بستری کند.
«زُبیده» برای دکتر دعا میکند که «پیر شوی»، یعنی در فرهنگ آنان برای کسی که آرزوی طول عمر باعزت دارند دعا میکنند که آن فرد پیر شود تا از عمر طولانی برخوردار باشد.
«فاطمه» از «زُبیده» میپرسد که چه خوب میشود و مادربزرگ مهربان با نگاهی سراسر اُمیدوارانه پاسخ میدهد «در یک چشم بر هم زدن» اما کودک با چشمان معصومش به آسمان خیره میشود، انگار یکتای بیهمتا را بالا این توجه بزرگ شکرگزاری میکند.
«سبزعلی» برای درمان دندانهای پسرش «حسین» پیگیری میکند
اکنون نوبت به «سبزعلی» رسیده است که انگار برای رفتم به صحرا و انجام امور کشاورزی عجله دارد اما همراه همسرش آمده تا درخصوص خرابی، پوسیدگی و شکستگی «دندانهای» پسرش صحبت کند و میگوید این «دندانها» از چهار سال قبل تاکنون با مشکل مواجه شده و یکی دو مرتبه که برای درمان به شهر نزد متخصص
دندانپزشکی مراجعه کردهاند، بهعلت گرانی هزینهها نتوانستهاند نتیجه بگیرند.
متخصصان دندانپزشکی اعزامی از سوی مؤسسه خیریه حمایت از کودکان با ناهنجاریهای مادرزادی (مُحکم) دندانهای این پسربچه را معاینه میکنند اما درمان کامل آنها نیازمند مراجعه به تهران است.
«سبزعلی» وقتی متوجه لزوم مراجعه به تهران برای عمل جراحی دندانهای «حسین» میشود، اعلام میکند که من این هزینه را ندارم و درمان این دندانهای خراب، پوسیده و شکسته فایدهای ندارد پس بهتر است آنها را بکشد.
اما پزشکان اعتقاد دیگری دارند، آنان معتقدند که در صورت بستری شدن و جراحی، دندانهای «حسین» امکان ترمیم و بازسازی رایگان آنها وجود دارد و نباید این دندانها را حذف کند.
«سبزعلی» انگار متوجه رایگان بودن نشد و پرسید یعنی دندانهای «حسین» مجانی درست میشود یا باید هزینههای سنگین بپردازم؟ و هنگامی که فهمید رایگان بودن همان مجانی است، آبی به جانش آمد و خطاب به همسرش «ربابه» گفت میتوانم به «علیمیرزا» بسپارم که زمین مرا هم را آب دهد و مراقب محصولم باشد تا همین فردا بریم شهر و دندانهای «حسین» را درمان کنیم.
لبخند ملیحی بر لبهای «ربابه» نشست، همزمان اشک شوقش جاری شد و برای شکر ایزد یکتا سر را به سمت آسمان بلند کرد، کودک معصوم را در بغلش فشرد و خطاب به دکتر گفت: سایهات بالای سر زن و بچهات بماند.
«حسین» هم شادکام از اینکه دندانهایش درمان میشود و میتواند انواع شیرینیها را بخورد خوشحال است و از مادرش میخواهد پس از درمان برایش بستنی و هله هوله (تنقلات) بخرد.
اما گوشه مسجد، «شاهغلام» راننده مینیبوس نشسته، او هر روز با مینیبوس بنز آبی آسمانی خود مسافران را از شهر به روستا حمل میکند و روز بعد از روستا عازم شهر میشود، «شاهغلام» که خود را عضوی از خانواده روستائیان میداند با صدای بلند فریاد میزند هر کس قرار شد برای درمان فرزندش به شهر برود، میهمان من است و رایگان جابهجا میشود تا من هم در ثواب این امر پسندیده و خیرخواهانه شریک باشم.
دکتر دلشاد و تیم پزشکی مؤسسه خیریه حمایت از کودکان با ناهنجاریهای مادرزادی (مُحکم) پس از انجام معاینهها، ناهار را با روستائیان میخورند و به سایر پرسشهای آنان پاسخ میدهند و برخی برزگسالان نیازمند را هم معاینه میکنند.
اکنون عصر شده است و خورشید کمکم به غروب نارنجی رنگ میاندیشد، اعضای مؤسسه خیریه حمایت از کودکان با ناهنجاریهای مادرزادی (مُحکم) با مردم روستا خداحافظی میکنند و آرامآرام جاده خاکی روستا را به سمت آسفالت پیش میگیرند و میروند اما روستائیان اینک بیشتر از همیشه اُمیدوار شدهاند و با یکدیگر سخن میگویند تا برای اعزام به تهران و درمان فرزندانشان هماهنگی کنند.
آن شب، بیشتر از زمان دیگری اُمیدآفرینی در دل تاریک شب موج میزد و خانوارها در روشنایی پُرنور ستارگان و کهکشان راه شیری آرمیدند تا فردا صبح با خیالی آسوده بهدنبال درمان فرزندان خود بروند اما «محمد»، «فاطمه» و «حسین» از خوشحالی خوابشان نبُرد و تا سپیدهدم بیدار بودند.
نزدیک صدای استارت مینیبوس «شاهغلام» آمد، همه بیدار و مسافران، کودکان بیمار به همراه پدر و مادرشان عازم تهران شدند، «شاهغلام» با به صدا درآوردن بوق شیپوری روستا را ترک کرد.
اما یکماه بعد در حضور اعضای مؤسسه خیریه حمایت از کودکان با ناهنجاریهای مادرزادی (مُحکم) در روستا و بهبود کودکان، هماکنون «محمد»، «فاطمه» و «حسین» عمل جراحی شده و بهبود یافتهاند و در کنار سایر بچههای روستا مشغول شادیانه و بازی «عمو زنجیرباف»، «لِیلِی» و «قایمباشک» هستند.
هفت سال قبل از انقلاب، بسیجی بودم
مدیر مؤسسه خیریه حمایت از کودکان با ناهنجاریهای مادرزادی (مُحکم) در این خصوص گفت: افتخار میکنم که از هفت سال قبل از انقلاب بهعنوان یک بسیجی در استانبول فعالیت میکردم و هر سال یک مرتبه به دیدار امام خمینی (ره) در نجف اشرف میرفتم و پوسترهای ایشان را در استانبول نصب میکردم.
صلاحالدین دلشاد به آغاز جنگ تحمیلی عراق علیه ایران در سال ۱۳۵۹ اشاره و تأکید کرد: به دستور امام خمینی (ره) بسیاری افراد را برای کمک و خدمترسانی در جبهههای حق علیه باطل جمع کردم و تمامی آنان برای حضور در جبهه اعلام آمادگی کردند اما هنگام اعزام به ایران کسی نیامد و من همراه یک اینترن به کشور بازگشتیم ولی کسی ما را اعلام نکرد و مجبور شدیم با ماشین، زیر بمباران شدید دشمن بعثی به اهواز برویم.
وی افزود: در اهواز به بهعنوان نخستین پزشک داوطلب در بیمارستان گلستان مستقر شدم و از صبح تا شب عملهای جراحی فراوانی انجام میدادیم و شام و ناهارمان یکی شده بود.
دلشاد تصریح کرد: ۲۰ روز بعد برای امتحاناتم به استانبول برگشتم و پس از آن دوباره به ایران آمدم و تاکنون هم مشغول خدمترسانی به مردم هستم.
وی یادآور شد: بسیج برای تقویت نظام جمهوری اسلامی باید با خدمات خود مقابل ظالمان بهویژه آمریکا و اسرائیل بایستد و هر جا خلأ وجود دارد، پُر کند تا مشکلات مردم رفع شود.
مدیر مؤسسه خیریه حمایت از کودکان با ناهنجاریهای مادرزادی (مُحکم) اظهار داشت: این مؤسسه ۵۶ نوع بیماری را زیرپوشش دارد که در دنیا بینظیر است، درمان رایگان ارائه میدهد و با ۳۴ بیمارستان برای خدمترسانی رایگان به کودکان دارای مشکل، قرارداد دارد.
وی گفت: در کنار تمامی این خدمات، بهعلت کمبود جراح اطفال در کشور، گروهی از جراحهای اطفال به مناطق مختلف محروم از جراح کودک اعزام میشوند.
دلشاد تأکید کرد: ما نمیگذاریم خانوادهها رنج بیماری فرزند را بکشند و در این مسیر به فرمان رهبر معظم انقلاب اسلامی لبیک میگوییم.
وی رسیدن به قلههای پیشرفت را نیازمند بهرهمندی از نیروی انسانی متخصص و کارآزموده دانست و افزود: هماکنون در دنیا تنها هستیم اما باور، ایمان و اعتقاد به ما قدرت میدهد.
مدیر مؤسسه خیریه حمایت از کودکان با ناهنجاریهای مادرزادی (مُحکم) تصریح کرد: امروز مستکبران بهویژه آمریکا و اسرائیل غُصه ایران را دارند ولی قدرت ما جهانی شده و انتخاب شهرداران مسلمانان برای نیویورک و واشنگتن نشانه ترویج تفکر بسیجی است.
وی یادآور شد: انقلاب اسلامی ایران یک انقلاب فرهنگی بزرگ است که مقر استکبار جهانی، آمریکا و اسرائیل را نابود کرد.
دلشاد با اشاره به رعایت تمامی جزییات اسلام از سوی امام خمینی (ره) اظهار داشت: در صورت پیروی از بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران میتوانیم پیرو ایشان باشیم.
نتیجه کلام:
دعای خیر اهالی روستائیان فراوانی در ایران بدرقه راه مؤسسه خیریه حمایت از کودکان با ناهنجاریهای مادرزادی (مُحکم) است.
خدمترسانی به مردم ساکن در مناطق کمتربرخوردار و کمترتوسعهیافته کشور بهویژه در مناطق سختگذر میتواند روحیه اُمیدآفرینی بین روستائیان را تقویت کند، این مهم از سوی مؤسسه خیریه حمایت از کودکان با ناهنجاریهای مادرزادی (مُحکم) با جدیت دنبال شده و زمینه ایجاد آرامش در محیط خانوادههای دارای کودکان بیمار را فراهم کرده است.
و در نهایت مؤسسه خیریه حمایت از کودکان با ناهنجاریهای مادرزادی (مُحکم) براساس فرمان رهبر معظم انقلاب اسلامی اجازه نداد تا خانوادهها رنج بیماری فرزند را بکشند.