روابط«تهران _شانگهای» بلیط دوسره نظم نوین جهانی است که با گشودن پنجره شرقی فرصتها برروی ایران و اعضای آن، از بلندای دماوند تا دیوار چین و با ایجاد بستر همکاریهای گسترده جهان را شرقی می کند.
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی«جهانبین نیوز» به نقل از خبرگزاری مهر، نظم نوین جهانی در حال شکل گیری است. به قول یکی از رؤسای جمهور غربی این دهه میلادی سرنوشت دهههای آینده را مشخص خواهد کرد. در واقع از زمان فروپاشی شوروی تاکنون، نظم نوین جهانی هنوز شکل واقعی خود را نیافته است و ما در مرحله گذار انتقالی از سده سیاسی گذشته به سده سیاسی آینده قرار داریم.
ژئوپلیتیک قدرت در جهان به گونهای است که کشورهای شرقی ناگزیر به محکم کردن کمربندهای خود برای محافظت بیشتر از منافع مشترکشان در برابر کشورهای غربی هستند. هرچند تجربه جنگ سرد کشورها را از هدر رفتن انرژی، سرمایه و توان خود در رقابت با غرب منع میکند و به همین دلیل کشورهای عضو منطقه هارتلند، خواستار و مبتکر پیمانهایی بودهاند که به آنها فرصت دهد تا با افزایش توان اقتصادی به انباشت قدرت بپردازند و به صورت چراغ خاموش و بدون اعلام رسمی، همگرایی خود را در حوزههای امنیتی و نظامی پیش ببرند.
در واقع بر اساس نظریه هارتلند، که نظریه جغرافیایی مهمی در دنیا است، کنترل سرزمین مرکزی اوراسیا که هارتلند نیز نامیده میشود، کلید تسلط بر جهان است. هارتلند به منطقه گستردهای از روسیه و آسیای مرکزی اشاره دارد و کنترل این منطقه میتواند قدرت عظیمی را به وجود آورد.
در این میان، ایران در جنوب غرب آسیا و در حاشیه منطقه اوراسیا قرار دارد و به دلیل موقعیت جغرافیایی بینظیر خود به عنوان پل ارتباطی بین اوراسیا و غرب آسیا، میتواند نقش کلیدی در نفوذ، کنترل یا تعامل با این کشورها را ایفا کند. حتی در سالهای ۱۳۷۴ و ۱۳۷۵، قدرتهای شرقی چین، روسیه و هند بر اساس پیشنهاداتی به دنبال ایجاد پیمان مشترک به همراه ایران بودند.
همان زمان در حالی که ظاهراً وزن جغرافیایی، جمعیتی و توان اقتصادی و نظامی ایران با سه کشور چین، روسیه و هند قابل مقایسه نبود، اما کارشناسان معتقد بودند ایران مانند نخ و سوزنی است که اگر نباشد، آن سه کشور نمیتوانند همگن و یکپارچه شوند و یک پیمان همهجانبه برای خود ایجاد کنند. امروز نیز پیمان شانگهای دقیقاً بر همین نقطه تاکید دارد و اعضای آن به خوبی میدانند ایران کشوری است که به دلیل ظرفیتهای سرزمینی، ترانزیتی و قرار گرفتن در مرکز انرژی دنیا، میتواند بدون اغراق آینده هر پیمانی را بیمه و تضمین کند.
جرقه شکل گیری سازمان همکاری شانگهای
در دهه ۹۰ و در سال ۱۹۹۶، سازمان همکاری شانگهای که در ابتدا «شانگهای ۵» نامیده میشد، به عنوان سازمان اوراسیایی میان دولتی توسط رهبران چین، روسیه، تاجیکستان، قزاقستان و قرقیزستان، که بعدها ازبکستان نیز به آن پیوست، با هدف برقراری موازنه در برابر نفوذ غرب، آمریکا و ناتو پایهگذاری شد و پس از آن رسماً به «سازمان همکاری شانگهای» تغییر نام یافت. بعدها به تدریج کشورهای دیگر به صورت عضو ناظر یا عضو اصلی به این سازمان ملحق شدند که از جمله میتوان به، هند، پاکستان، مغولستان، افغانستان و نیز بلاروس اشاره کرد. در عین حال تعدادی از کشورها نیز به عنوان شرکای بحث و گفتگو به این پیمان پیوستند که از جمله آنها ارمنستان، جمهوری آذربایجان، کامبوج، نپال، ترکیه، سریلانکا، عربستان، قطر، مصر، کویت، مالدیو، امارات و میانمار هستند. انبوه و فهرست این کشورها نشان میدهد که جهان و به خصوص شرق، آینده را در همگرایی و همکاری پیمانی به نام شانگهای مشاهده میکنند.
پروسه عضویت ایران
عضویت ایران در سازمان همکاری شانگهای یک تحول راهبردی در سیاست خارجی کشور است. این عضویت نهتنها دروازهای برای بهرهبرداری از ظرفیتهای اقتصادی، امنیتی و سیاسی جدید میگشاید، بلکه بخشی از یک جبههسازی جهانی برای عبور از نظم تکقطبی غربی است. با توجه به جنگ اقتصادی، رسانهای و امنیتی گستردهای که آمریکا، رژیم صهیونیستی و متحدان اروپایی علیه ایران به راه انداختهاند، سازمانهایی چون شانگهای و بریکس میتوانند به پشتوانهای مؤثر برای تحقق استقلال واقعی و امنیت پایدار در کشور بدل شوند. در این میان، رابطه با چین بهعنوان قدرت نوظهور قرن ۲۱، باید با نگاه بلندمدت، راهبردی و چندلایه دنبال شود تا منافع ملی ایران در بلندمدت تأمین گردد.
ایران از سال ۲۰۰۵ به عنوان عضو ناظر سازمان همکاری شانگهای پذیرفته شد و در ادامه، پس از سالها مذاکرات و تلاشها، ایران در سپتامبر در دولت سیزدهم و در ۲۰۲۳ به عنوان عضو کامل و رسمی سازمان همکاری شانگهای پذیرفته شد.
در زمان دولت دهم به هنگام ارسال درخواست دولت ایران برای عضویت کامل در سازمان همکاریهای شانگهای و به دلیل تحریمهای فصل هفتمی سازمان ملل این درخواست عملی نشد تا اینکه در سپتامبر ۲۰۲۱ با سفر شهید سید ابراهیم رئیسی رئیسجمهور وقت ایران به دوشنبه پایتخت تاجیکستان و شرکت در اجلاس سران، این سازمان با عضویت ایران رسماً موافقت کرد و لایحه الحاق دولت جمهوری اسلامی ایران در این سازمان در تاریخ ۶ آذر ۱۴۰۱ به تصویب مجلس شورای اسلامی رسید. همزمان با برگزاری اجلاس مجازی سران کشورهای عضو این سازمان در ژوئیه ۲۰۲۳ در هند عضویت رسمی جمهوری اسلامی ایران در این سازمان تصویب و اعلام کرد.
جهانی به نام سازمان شانگهای
کشورهای عضو شانگهای دارای بازار گسترده و جمعیت بالای بیش از ۳ میلیارد نفری و مساحت کشورهای عضو این سازمان روی هم ۳۶۸۸۹۶۰۷ کیلومتر مربع یا در حدود یک چهارم سطح خشکیهای زمین است.، بخش قابل توجهی از تولید ناخالص جهان را تشکیل میدهند. در میان این کشورها چهار قدرت اتمی چین، روسیه، هند و پاکستان وجود دارد که از میان آنها روسیه و چین اعضای دائمی شورای امنیت نیز هستند.
هرچند اساسنامه سازمان همکاری شانگهای بر شفافیت عملکرد و بیطرفی نظامی آن تأکید میکند. علیرغم این موضوع، شکی نیست که سازمان همکاری شانگهای نقش موازنه دهندهای در صحنه بینالمللی خصوصاً در مقابل پیمان ناتو ایفا میکند.
این امر فرصتهای صادراتی وسیعی برای ایران بهویژه در حوزه انرژی، کشاورزی و خدمات فنی مهندسی فراهم میآورد. در این میان ایران میتواند از ظرفیت اتصال به کریدورهای مهم منطقهای مانند «کریدور شمال-جنوب» و «کمربند و جاده» استفاده کند و به پل ارتباطی شرق و غرب تبدیل شود. در عین حال همکاریهای مالی و بانکی با کشورهای عضو، امکان توسعه سازوکارهای مبادلات غیردلاری را فراهم میکند که در شرایط تحریمهای آمریکا میتواند بسیار حیاتی باشد.
همچنین از ظرفیتهای امنیتی و سیاسی اعضای این سازمان برای افزایش مشروعیت بینالمللی خود بهره بیشتری ببرد زیرا عضویت در سازمانی که روسیه، چین، هند و سایر قدرتهای منطقهای در آن حضور دارند، نوعی توازنبخشی به دیپلماسی جهانی ایران است و مشروعیت بینالمللی بیشتری. ایجاد میکند. در واقع نقش سازمانهایی چون شانگهای و بریکس در مقابله با سلطهطلبی غرب و تهدیدهای کشوری مانند آمریکا میتواند مثبت و اثر گذار باشد و جهان را از انحصار چند کشور محدود غربی رها کند.
همسویی ایران و شانگهای برای مواجهه با غرب
در شرایطی که کشورمان به دلیل سیاستهای حقطلبانه خود با چالشی جدی در برابر تجاوزات و زیادهخواهی کشورهای غربی مواجه است، تهران تمایل دارد برای حفظ استقلال و تأمین منافع خود با کشورهای دور برابر فشار کشورهای غربی تابآوری خود در برابر این فشارها، از جمله در تحریمها، توانمندیهای بالقوه و استعدادهای خود را در بخشهای مختلف اقتصادی، تجاری و علمی شکوفا کند.
هرچند در سازمان همکاریهای اقتصادی شانگهای و یا پیمان بریکس هنوز کشورها به ایجاد پول و ارز مشترک بینالمللی به عنوان ابزاری کار آمد برای خود، دست نیافتهاند، اما این سرمایه در آینده نقد خواهد شد و این کشورها بدون تردید اعتماد به نفس لازم برای ایجاد یک ارز بینالمللی مشترک را به دست خواهند آورد.
در عین حال، کاهش و صفر کردن تعرفههای تجاری برای همکاریهای اقتصادی صادرات و واردات موجب افزایش تجارت میان اعضا شده و رفته رفته کشورها به درک بهتری برای دفاع مشترک در حوزههای امنیتی و اطلاعاتی خواهند رسید؛ موضوعی که شاید امروز به صورت چراغ خاموش پیش میرود اما در آینده نه چندان دور بیشتر از آن خواهیم شنید.
بهخصوص که کشور ما در مواجهه با کشورهای غربی اخیراً به دفاع دوازده روزه با آمریکا و اسرائیل به عنوان دو قدرت هستهای پرداخت و قطعاً این چالشها در کنار فعال شدن مکانیزم ماشه توسط تروئیکای اروپایی تشدید خواهد شد، اما به طور مشخص روابط ایران با کشورهای عضو شانگهای بهویژه چین که دیگر میتوان آن را قدرت اول اقتصادی دنیا دانست، میتواند پنجره بزرگی از فرصتها را از فلات ایران تا دیوار چین ایجاد کند.
چین با توان بالای اقتصادی و قدرت نظامی و سیاسی خود، برخلاف تحریمهای یکجانبه و غیرقانونی آمریکا، بدون واهمه از ایران نفت میخرد و به تحریمهای آمریکا پایبند نیست. این میتواند ستون مرکزی باشد تا سایر کشورهای عضو اعتماد به نفس کافی برای شکستن تحریمهای آمریکا را پیدا کنند.