۱
plusresetminus
تاریخ انتشاردوشنبه ۱۶ تير ۱۳۹۹ - ۱۰:۲۲
کد مطلب : ۴۴۹۵۵

مقاله تحلیلی؛ نظام سلامت

هدف از انجام این مطالعه تحلیل نتایج سبک¬زندگی فعلی مردم و تأثیر نظام¬سلامت¬کشور در وضع سلامت¬وبهداشت جامعه است. این مطالعه از نوع تحلیلی است که باتوجه به داده¬ها و آمارِ منتشر شده از سوی مسئولین¬بهداشت کشور طی سه¬سال¬ گذشته؛ نگاشته شده¬است.
مقاله تحلیلی؛ نظام سلامت
به گزارش جهانبین نیوز ؛ امام خمینی (رضوان الله علیه): «غرب همه‌چيزِ استعماري دارد: طب استعماري، فرهنگ استعماري كه براي كشورهاي عقب افتاده صادر مي كنند. آنها مي‌خواهند ما وابسته باشيم و چيزهايي كه به ما مي‌دهند وابستگي مي‌آورد. اگر مي‌خواهيد رشد حقيقي پيدا كنيد و مستقل شويد، اول اين وابستگي فكري و قلبي را كنار بگذاريد»
امام خامنه ای (مدظله العالی): «دغدغه قلبی امروز من طب ایرانی-اسلامی است، به آن بپردازید»
 
چکیده
هدف از انجام این مطالعه تحلیل نتایج سبک­زندگی فعلی مردم و تأثیر نظام­سلامت­کشور در وضع سلامت­وبهداشت جامعه است. این مطالعه از نوع تحلیلی است که باتوجه به داده­ها و آمارِ منتشر شده از سوی مسئولین­بهداشت کشور طی سه­سال­ گذشته؛ نگاشته شده­است.
یافته­های پژوهش، نشان می­دهد تغیر سبک­زندگی در سنوات­گذشته از مهم­ترین دلایل ایجاد جامعه­ای بیمار از لحاظ­جسمی (و به طبع روحی) است و نظام (فعلی) بهداشت کشور، کارآمدی لازم جهت بهبود شرایط را دارا نیست.
نتایج تحلیل­ها نشان می­دهد تنها 3 درصد از ظرفیت بهداشت کشور، در اختیار طب­مکمل (سنتی-اسلامی) قراردارد، در­حالیکه کشورهای­توسعه­یافته اعم از غربی­ و شرقی درصد بالایی از ساختار بهداشت کشورشان را به طب­سنتی اختصاص داده­اند. این درحالی است که ایران، از غنی­ترین کشورهای جهان از لحاظ کمیت و کیفیت گیاهان دارویی و درمانی است.
درخصوص استفاده از طب­مکمل؛ پژوهش­هایی که در دهه گذشته توسط گروهی از طلاب درخصوص احادیث­طبی انجام­شده­است، حاکی از آن است که درصد بسیار بالایی از مراجعه­کنندگان به طب­اسلامی -حتی با بیماری­های لاعلاج و صعب­العلاج- نتیجه مثبت گرفته­اند امّا به دلیل تعارض­منافع با جامعه پزشکی کشور، شاهد عدم استفاده ازظرفیت طب­مکمل هستیم که نتیجه ای جز کشیدن جامعه به مسلخ هلاکت جسمی ندارد.
براساس نتایج این پژوهش می­توان اظهار کرد؛ طب­نوین صلاحیت کافی و لازم جهت ارتقاء سطح سلامت­جامعه و درمان­بیماران را دارا نیست. هم اکنون نیاز است که با ایجاد کمیته­های علمی؛ به ارتقاء کیفیت موادغذایی و عرضه محصولات کاملا طبیعی به جامعه پرداخت. جایگزین نمودن طب­مکمل (ایرانی-اسلامی) در جایگاه فعلی طب­نوین از ضرورت­های کشور به شمار می­رود. این پژوهش به رد کامل طب­نوین نمی­پردازد و تلاش­های دانشمندان، جامعه­پزشکی و کادردرمان را محترم و قابل تقدیر می داند.
 
واژگان کلیدی: سبک­زندگی، نظام­سلامت، طب­سنتی، طب­اسلامی
 
مقدمه
در دهه‌های گذشته، به دلیل تغیر سبک‌زندگی، مردم عزیزمان دچار بحران‌های متنوع و رنگارنگ روحی و جسمی شده‌اند. همچنان که زندگی بشر در حال پیشرفت و صنعتی‌تر شدن است، رشد ابتلائات به امراض در ایران و جهان رو به افزایش است.

ناتوانی طب‌مدرن و تغیر الگوهای‌غذایی در کشور را می‌توان از مهم‌ترین دلایل رشدِ آمار‌هایی دانست که در ادامه به آن خواهم پرداخت. طریق و رویه‌ای که وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی در حال طی‌کردن آن است، منجر به تغییر نوع نگرش به این حوزه شده. «جنگ با معلول‌ها» -در عوض جنگ با علت‌ها- به یکی از مهم ترین بحران‌های فکری-مدیریتی جمهوری‌اسلامی‌ایران تبدیل شده. تا‌جایی‌که امروزه افتتاح مراکز درمانی و افزایش تخت‌های بیمارستان، جزو افتخارات جمهوری‌اسلامی و انقلاب‌اسلامی محسوب می‌شود! درصورتی‌که نگاه باید به گونه‌ای باشد که به‌دنبال پیشگیری از رشد و گسترش بیماری‌ها باشیم در عوض این‌که به افزایش مراکز درمانی بپردازیم.

از یک‌سو به دلیل ایرادات مشارکتی بخش‌خصوصی در نظام‌سلامت، تخلفات فراوانی در این زمینه حاصل شده است. هزینه‌های سرسام‌آور بخش‌خصوصی مردم را تحت فشار‌شدید معیشتی قرار داده و انتظار می‌رود در صورت عدم توجه به تغیر ساختار نظام پزشکی، در چند سال آینده معضل بهداشت و درمان به یکی از دغدغه‌های اول کشور تبدیل شود همان‌گونه که اکنون این‌طور است.

در تاریخ نگارش این نامه، وزرای بهداشتِ 16 کشور توسعه یافته‌ی‌جهان؛ هیچ‌کدام پزشک نیستند و غالبا این وزارت‌خانه توسط افرادی اداره می‌شود که در مدیریت از توانایی‌های قابل ملاحظه‌ای برخوردار اند. در ساختاری که تعیین تعرفه، نظارت بر پزشکان و قضاوت پزشکان توسط خود پزشکان در حال انجام است، این‌که اشتباهات پزشکی فقط از طریق نظام‌پزشکی قابلیت پیگیری دارد، این‌که مسئولین وزارت‌بهداشت خود در بخش‌خصوصی سلامت نیز فعال هستند، اینکه بیشتر مسئولین وزارت بهداشت نه از حوزه‌ی‌بهداشت که از حوزه‌ی‌درمان هستند و خیلی موارد دیگر از مصادیق سوء‌مدیریت و ناکارآمدی بر اثر تعارض‌منافع با نظام‌سلامت است.

نظام‌سلامت در کشور ما به‌جای سلامت‌محوری، بیمار‌محور است، -یعنی عوضِ آنکه به شهروندان برای سالم ماندن کمک شود و اولویت در پیش‌گیری باشد، به شهروندان کمک می‌شود که بیماری‌های خود را درمان کنند- و شهروندی که به‌دنبال درمان خود باشد، برای نظام‌سلامت یک مشتری تلقی خواهد شد. به زبان ساده‌تر: زنده باد
بیماری!


در این سیستم افزایش مریض موجب سود جامعه‌پزشکی می­شود، هرچقدر بیمار بیشتر، حق ویزیت بیشتر، هرچقدر نسخه بیشتر، فروش دارو بیشتر، هرچقدر فروش دارو بیشتر، ساخت دارو بیشتر؛ و همین جریان نیز به بیمارستان‌ها و درمانگاه‌ها کشیده شده و منجر به تشکیل شبکه‌ها و باندهایی می‌شود که خواسته و ناخواسته -بعضا حتی- میدپیوست قانونی داشته و توسط قوانینِ غلط پشتیبانی می‌شوند! این مسئله طبیعتا پیوست اقتصادی پیدا کرده و به بیمار به چشم اسکناس و سود نگاه می‌شود.

اما در جهانِ خارج از ایران، کاملا عکس این اتفاق در حال وقوع است! یکی از جزئیاتِ مصداقی برای سیستم های درمانیِ بیماری ستیز این است که بعنوان مثال در غرب، شرط دریافت حقوق برای پزشک، سالم ماندن شهروندانی است که به او پیوست شده­اند و اگر شهروندی بیمار شود هزینه‌های درمانی وی، از حقوق پزشک خانواده‌ی مربوط کسر می‌شود. در این نظام، پزشک مدام به دنبال جامعه‌ی مربوطه درمانی اش خواهد دَوید که مبادا بیمار شوند و بر اصل پیشگیری جامه عمل پوشیده می‌شود. در این حالت سود جامعه‌پزشکی در نبودِ بیمار است.

مواردی که خواهید خواند تنها بخشی از آماری است که در چند سال اخیر توسط مسئولین بهداشت کشور اعلام شده­است.
  • آمارهای تاثربرانگیز از سکته قلبی در ایران: سن مبتلایان به سکته از 60 سال به 30 سال کاهش پیدا کرده و به تنهایی سالانه 110 هزارنفر کشته می­دهد. ۴۶ درصد کل مرگ ها در ایران ناشی از بیماری های قلبی عروقی است که در راس آنها سکته قلبی قرار دارد.

    آمار وحشتناک مبتلایان به فشارخون در کشور: در ایران، یک سوم جمعیت مبتلا به فشارخون بالا هستند و ۶۰ درصد جمعیت دارای فشارخون بالا، از فشارخون خود اطلاعی ندارند، طبق آمار‌های ثبت شده از سال ۱۹۹۰ تا ۲۰۱۶، شیب ابتلاء به فشارخون، روند صعودی طی کرده است. در حال حاضر ۱۵ میلیون نفر در کشور به فشار خون مبتلا هستند و این میزان در تمام استان‌ها، رو به افزایش است.

    دیابت هر 3 دقیقه باعث قطع یک پا در ایران می­شود یعنی روزانه نزدیک به 500نفر پای خود را از دست می­دهند. در آمار قطع پا، ناشی از دیابت در خاورمیانه رتبه نخست را داریم.

    12درصد از جمعیت ایران كه شامل 8 میلیون نفر می شوند، به بیماری دیابت مبتلا هستند.

    یک بحران ایرانی به نام کبدچرب: 40%‌ درصد جمعیت بزرگسال بالای ٤٠ سال، مبتلا به کبدچرب‌ هستند. در طول ٢٠ تا ٣٠‌ سال چنان کبد را تخریب می‌کند که دیگر نمی­توان کاری انجام­داد و مبتلا، حتی کارش به پیوند کبد هم می‌رسد.

    محکومیت پزشکان کشور در ۱۵۵۹ پرونده قصور پزشکی؛ دلایل مختلفی موجب رشد شکایات شده که از جمله می‌توان به رعایت نکردن اخلاق حرفه‌ای توسط پزشکان و کادر درمانی اشاره کرد. توضیح ندادن درباره عوارض اقدام درمانی پیش از شروع درمان، خود عامل دیگری در افزایش میزان شکایات است. اگر پزشک؛ بجای منبع درآمد، درمان و معالجه‌ی بیمار را مقدم بداند؛ به‌عبارتی رسالت را بر کسب مقدم دارد، هیچ کس نسبت به جامعه‌ی بهداشت و درمان و پزشکان زحمت کش دچار ذهنیت منفی و قصاص قبل از جنایت نخواهد شد. مشکلی فکری-فرهنگی که متاسفانه دامن‌گیر اذهان بسیاری از افراد عامه و حتی بعضا افراد تحصیل کرده در کشورمان است.

    در سال 1397، حدود ۲۳ هزار میلیارد تومان دارو در کشور مصرف شده و ۱۷ درصد از کل هزینه‌های سلامت مردم مربوط به دارو است. این وضعیت در حالی است که آمارهای سازمان­جهانی­بهداشت هم حکایت از آن دارد که سرانه مصرف داروهای تزریقی در ایران با رقمی معادل 11.4حدود چهار برابر جوامع توسعه‌یافته بوده و از سوی دیگر میانگین اقلام دارویی که در دنیا تجویز می‌شود حدود۲ قلم در هرنسخه است حال آنکه در ایران به‌طور میانگین ۳تا ۶ قلم است.

    روزانه ۴۰۰ نفر در کشورمان دچار سکته مغزی می‌شوند و بنابر آخرین آمار سالانه ۱۵۰ تا ۱۶۰ هزار نفر در ایران دچار این عارضه می شوند که ۱۵ درصد آن منجر به مرگ می­شود.

    سالانه ۱۱۲ هزار نفر در کشور به انواع سرطان مبتلا می شوند و این بیماری تا ۱۵ سال آینده علت ۸۰ درصد مرگ و میرها در ایران خواهد بود. به ازای هر ۱۰ هزار نفر در مردان ۱۷۷ نفر و در زنان به ازای هر ۱۰۰ هزار نفر ۱۴۰نفر به این بیماری مبتلا هستند. ضمنا طبق آمار رسمی سرعت رشد سرطان در ایران چندین برابر شیب آن در سایر کشورهاست.

    سن ابتلا به بیماری‌های قلبی در ایران، 15 سال پایین‌تر از میانگین جهانی است.

    آمار نشان می‌دهد ناباوری در ایران حدود ۲۰ درصد و بالاتر از سایر کشورها است؛ یعنی از هر ۵ زوج ایرانی، یک زوج نابارور وجود دارد؛ حدود ۳ میلیون زوج نابارور در ایران وجود دارد که هرسال ۹۰ هزار نفر به آن اضافه می‌شود.

    سالانه «بین 300 تا 500 هزار» سقط جنین غیرقانونی در کشور گزارش می­شود یعنی طبق آمار رسمی وزارت بهداشت، هر روز هزار جنین در کشور کشته می‌شود و تنها حدود ده مورد قانونی است! البته آمار غیررسمی تا 700 هزار نفر هم می رسد.

    برخی از بیماری‌ها در بخشی از مناطق کشور شایع‌تر هستند به عنوان مثال در پژوهشی که بنده در حوزه بهداشت استان چهارمحال‌و‌بختیاری -که از استان‌های محروم کشور علی‌الخصوص در عرصه‌ی بهداشت و درمان به شمار می‌رود- داشته ام؛ به شایع بودن بیماری‌های تنفسی، قلبی-عروقی، سرطان خون و تالاسمی برخورد کرده‌ام. یا مثلا در استان یزد، دیابت بشدت شایع بوده و آمار سرسام‌آوری دارد. قطعا در استان‌ها و مناطق دیگر کشور نیز بر اساس وضعیت ژئوپولیتیکی، آب‌و‌هوا، آب‌آشامیدنی، فرهنگ­غذایی و الگوهای­فرهنگی، رشد و شیوع انواعی از بیماری‌ها وجود دارد.
 
مطالعه این آمار، سوال‌هایی را به ذهن متبادر می‌سازد. چرا بزرگترین کشور شیعیِ صاحب ارتش دنیا، این مملکت‌اسلامیِ زمینه‌ساز ظهور، به تعبیر علما و بنابر فرمایش شخص حضرت صاحب‌الزمانعج این «شیعه‌خانه‌ی امام‌زمان» به چنین وضعی دچار شده؟ چرا وزارت بهداشت و سازمان غذا‌و‌دارو، خود را در قبال سازمان‌بهداشت‌جهانی (WHO) مسئول دانسته و با اعتماد کامل و بی چون‌و‌چرا در پی تبعیت از اوامر آن است؟ آیا افزایش بیمارستان‌ها، مطب‌ها، داروخانه‌ها؛ توانسته تاثیر مطلوبی بر سلامت‌عمومی بگذارد؟ چرا پول بیت‌المال مملکت‌اسلامی در راهی خرج می­شود که مسلمانان را بیشتر گرفتار می‌کند؟

طب مکمل

راه‌کار چیست؟ چگونه جان مردم عزیزمان را از بیماری‌ها حفظ کنیم؟ سرزمین ایران کشوری ممتاز و با رتبه بالا از نظر غنای گیاهی و تنوع‌زیستی و دارای 14 اقلیم از 16 اقلیم شناخته شده جهانی است. بر اساس نظر گیاه‌شناسان و پ‍‍ژوهشگران، تعداد گونه‌های گیاهی ایران در حدود ۸ هزار گونه است که از نظر تنوع‌گونه‌ای، حداقل دو برابر کل قاره اروپاست!

تحقیقات نشان داده بیش از ۲۳۰۰ گونه از گیاهان کشور دارای خواص دارویی، عطری، ادویه‌‌ای و آرایشی-بهداشتی هستند. به علاوه ۱۷۲۸ گونه از این گیاهان به‌عنوان گیاهان بومی ایران هستند. یعنی منحصراً در سرزمین ایران رویش کرده و  یک ظرفیت انحصاری در کشور محسوب می‌شوند.

نیم نگاهی به کشورهای -به اصطلاح- توسعه یافته

در اکثر کشورهای توسعه‌یافته، طب‌سنتی و در کشورهای‌اسلامی، طب‌اسلامی در ابعاد مختلف تحت حمایت دولت قرار گرفته و سهم خوبی از تأمین سلامت مردم را در سیستم سلامت کشور به‌عهده گرفته است.

چین از سال 1951 طب‌سنتی را وارد نظام‌سلامت کرده و در‌حال‌حاضر 40 درصد از خدمات طب‌سنتی در این کشور تحت پوشش بیمه قرار دارد. کشورهای آمریکا، پاکستان و هند از دیگر کشورهایی هستند که از سال 1993 طب‌سنتی را وارد نظام‌سلامت کردند. نظام‌سلامت کشور آلمان 70 درصد شامل طب‌سنتی و استفاده از گیاهان‌دارویی است. در فرانسه 75، استرالیا 48، آمریکا 42، سوئیس 49، سنگاپور 82، هند 65 و کلمبیا 40 درصد از نظام‌سلامت را طب‌سنتی تشکیل می‌دهد. در ایران از سال 2007 طب‌سنتی به عنوان یک رشته‌دانشگاهی وارد مباحث علمی و تخصصی شد تا با استفاده از ظرفیت‌های نظام‌سلامت اقدام به توسعه این حوزه شود. از سال 1392 به طور رسمی طب‌سنتی وارد نظام‌سلامت کشور شد و همزمان با رونمایی از سند ملی طب‌سنتی، منشور اخلاقی «احیا و کاربرد طب‌سنتی ایران» نیز رونمایی شد. امّا متأسفانه جامعه‌ی‌پزشکی کشور آن‌طور‌که باید زمینه‌ی رشد و گسترش این طب را فراهم نکرده‌اند و بعد از گذشت چند سال همچنان شاهد افزایش چشمگیر بیماری‌ها هستیم.

طب اسلامی

از چند سال گذشته علمایی در زمینه طب با بهره­گیری از روایات و احادیث، با عنوان طب اسلامی ‌آغاز‌به‌کار کرده‌اند، متأسفانه برخی تعصب‌ها در خصوص طب‌نوین این اجازه را نداده که ماهیت اصلی و درمان‌گرِ این طب مورد آزمون و بررسی قرار گیرد. طب‌اسلامی با اولویت اصلاح تغذیه، قدم در راه مقابله با بیماری‌ها گذاشته. سوای از کلاهبرداری و خودنمایی برخی به اسم طب‌اسلامی و طب‌سنتی؛ در سالیان گذشته، بیماری‌های صعب‌العلاج و لاعلاجِ بسیاری توسط پرچمداران این طب درمان شده اند. از نمونه‌های موفقیت این طب، می توان به کنترل بیماری کرونا اشاره کرد که ظرف چند روز بیمارانی با حادترین شرایط جسمی، به لطف پروردگار مورد بهبود قرار گرفته و اکنون در سلامت کامل هستند.

در دنیا یکی از روش‌های تست دارو، ارائه دارو به جامعه‌آماری و بررسی تأثیر دارو بر نمونه‌هاست، اما همچنان که بیان شد، تعارض‌منافع با نظام‌سلامت مانع از آن شده که این طب حتی مورد مطالعات آزمایشگاهی و میدانی قرار گیرد.

از مواردی که بیان آن ها خالی‌از‌لطف نیست، آن است که قریب به چهار سال پیش متخصصان ایالات‌متحده‌آمریکا با استفاده از منابع طب‌اسلامی اقدام به ساخت داروی (تریفل) تحت‌عنوان Triphala کرده که امروز مقدمه‌ی واردات و استفاده از این دارو، دور زدن تحریم‌ها بوده و هزینه سنگینی را متحمل کشور خواهد کرد! تمدن غرب همچنان در تلاش است تا با ترجمه محتوای منابع‌اسلامی، بهره‌ی بیشتری از این طب در جهت منافع خود ببرد. در نشانیِ صفحه‌ای که در انتهای مقاله ذکر شده، جزئیات آن و نظرات بیمارانی که در ایالات‌متحده و سایر نقاط جهان از این دارو استفاده کرده‌اند موجود و مستند است. ولی متأسفانه در ایران، بین علماء و پزشکان هنوز بحث بر سر وجود یا عدم‌وجود طب‌اسلامی است در‌حالی‌که بخش عمده‌ای از بیمارانی که به این طب گرایش پیدا کرده‌اند در بهبودی کامل به‌سر می‌برند.

تا مرداد‌ماه سال 97 بیش از 116 مرکز حجامت تحت عنوان«Hijama Clinic» در حال فعالیت هستند و بیش از هشت‌هزار مقاله در خصوص فواید حجامت هم‌اکنون در جهان به چاپ رسیده. اما پزشکان ایرانی بعضا؛ نه تنها شناخت اولیه‌ای در این خصوص ندارند بلکه آن را نادانسته یا حتی بعضا عامدانه رد می‌کنند.

امام خمینی رضوان‌الله‌علیه، قریب به 80 سال پیش در کتاب کشف‌الاسرار وضعیت بهداشت در زمان پهلوی را مورد نقد قرار می‌دهند و بر لزوم ارائه طب‌قدیم در جامعه تأکید می‌فرمایند. سخن معروف مقام‌معظم‌رهبری درخصوص دغدغه ایشان نسبت به طب‌ایرانی-اسلامی نیز بیان‌گر اهمیت موضوع است.

نتیجه
باتوجه به آمار و تحلیل صورت گرفته انتظار می­رود به صورت علمی و بدون درنظر گرفتن نفع و ضرر قشری خاص، بهبود سلامت مردم و جامعه، هدف پژوهش­ها قرارگیرد و نتایج پژوهش­ها در حوزه­های طب­سنتی و طب­اسلامی به طور شفاف با مردم به اشتراک گذاشته­شود و نظام­سلامت، نگرش و رویکردِ درمان­محور را درجامعه اجراکرده و سازمان غذاودارو نیز به منظور ارتقاء کیفیت ایمنی و امنیت­غذایی و نظارت بر عرضه محصولات بومی و کاملاطبیعی به جامعه، تصمیم­های سخت­گیرانه اتخاذ نماید.

جامعه‌ی‌سالم وابسته به سبک‌زندگی‌سالم است. در صورتی که سبک‌زندگی مردم عزیز، اسلامی گردد و از سبک­زندگی غربی فاصله بگیریم؛ به هیچ­وجه نیازمند این تعداد بیمارستان و مطب نخواهیم ­بود.

در آخر اما ذکر این نکته ضروریست که طبیعتا نگاه صفر و صدی به هر یک از طب‌ها، باطل و آسیب زاست. بشرِ امروز به تعبیر قرآن که «ظهر الفساد فی البر و البحر بما کسبت ایدی الناس»، به دستِ خود با تولید بیماری‌هایی دنیا را در مسیری جلو برده، که خود با علمِ ناقص خود در بخش‌هایی از درمانِ آن وامانده. بیماری‌هایی که طبیعتا طب‌سنتی -که غالبا مربوط به بیماری های سنتی است- نیز از درمان کامل آن ها عاجز است. فلذا طبیعتا نگاه تمامیت‌گرایانه به طب‌سنتی و اسلامی، و نگاه تکفیری به طب مدرن اشتباه و غلط است و راهکار اصلی، یافتن ترکیبی با درصد مناسب و متناسب از همه طب‌ها برای هر بیماری و در نهایت نیل به هدف این علم طبق سوگند بقراط است.
 
­­منابع و مأخذ
  خبرگزاری تسنیم در تاریخ 26/6/95
 باشگاه خبرنگاران جوان کد خبر: ۵۵۰۶۴۱۳
  روزنامه جوان کد خبر: 954766
  روزنامه جوان کدخبر: 946314
  خبرگزاری ایرنا کد خبر: 82356982
  خبرگزاری ایسنا کد خبر: 98110201031
  خبرگزاری تسنیم کد خبر: 2153122
  روزنامه تعادل در تاریخ 29/10/98
  خبرگزاری ایرنا کد خبر: 83532348
 خبرگزاری ایرنا کد خبر: 83429119
 خبرگزاری ایسنا کد خبر: 99021510335
 خبرگزاری دانشگاه آزاد اسلامی کد خبر : 417126
 جامعه خبری تحلیلی الف، کد مطلب 3980523153
  پایگاه خبری زیست آنلاین، کد مطلب: 57221
  خبرگزاری مهر کد خبر: 2138078
 خبرگزاری تسنیم در تاریخ 22 مرداد   1397

نویسنده : سیداحمدرضاموسوی
(عضو کنگره ملی بسیج دانش آموزی)
شماره تماس و شناسه در فضای مجازی:
09130580682
armousavi_ir
ارسال نظر
نام شما
آدرس ايميل شما

تاريخ:

دوشنبه ۱۶ تير ۱۳۹۹

ساعت:

۱۰:۲۳:۲۶

6 Jul 2020