۰
plusresetminus
تاریخ انتشاريکشنبه ۹ آبان ۱۳۹۵ - ۱۱:۴۱
کد مطلب : ۳۱۴۲۶
شهيد علي عسگري اولين شهيد مدافع حرم چهارمحال و بختياري

شهيدي از فرزندان نسل سوم انقلاب

شهيد علي عسگري، از فرزندان نسل سوم انقلاب است که براي حفظ حرم مقدس حضرت زينب (س) در کشور سوريه به مقابله با دشمنان تکفيري کمر همت بسته بود و در اين راه حسيني به شهادت رسيد.
شهيدي از فرزندان نسل سوم انقلاب
به گزارش جهانبین نیوز؛ به نقل از مشکات برين شهيد علي عسگري، از فرزندان نسل سوم انقلاب است که براي حفظ حرم مقدس حضرت زينب (س) در کشور سوريه به مقابله با دشمنان تکفيري کمر همت بسته بود و در اين راه حسيني به شهادت رسيد.

شهيد علي عسگري فرزند بهروز در دهم بهمن ماه سال 1362 در طاقانک به دنيا آمد و در دامان خانواده اي مومن پرورش يافت. علي تحصيلات ابتدايي را در سالد 1369 در دبستان شهيد مطهري طاقانک آغاز کرد و در همان جا به پايان رساند. دوره تحصيلي راهنمايي را در مدرسه شهادت و دوره متوسطه را در دبيرستان رازي  طاقانک به اتمام رساند.

ماه نساء خدادادي مادر اولين شهيد مدافع حرم استان چهارمحال و بختياري در مصاحبه با مشکات برين اظهار کرد: علي فرزند پنجم خانواده بود آنچه از خصوصيات اخلاقي علي در دوران کودکي و نوجواني بارزتر است تقيد او به ترک محرمات و انجام واجبات ديني بود. شهيد علي از همان دوران نوجواني روحيه حق‌طلبي داشت به طوري که براي دفاع از مظلوم و امر به معروف و نهي از منکر با افراد شرور مقابله مي‌کرد.

علي پس از تحصيلات متوسطه وارد کسب و کار شد تا به موقعيت اقتصادي اش رونق دهد به همين دليل در پروژه هاي صنعتي شرکت کرد و در اين عرصه تبحر يافت و استادکار ماهري شد. اما آنچه علي را در محيط کار و زندگي از ديگران متمايز مي ساخت توجه به معنويات، رعايت مسائل شرعي و حفظ روحيه ديني و انقلابي بود.



نقطه عطف زندگي

مادر شهيد عسگري افزود: شهيد علي صداي خوبي داشت و مداح و موذن شايسته اي بود و همين ارادت او به اهل بيت بود که در سال 83 راهي سفر کربلا شد و همين سفر بود که مسير زندگي اش را تغيير داد در همين راستا بود که با  مجاهدين عراقي در مسجد کوفه آشنا شد و در کنار آنها به مبارزه با دشمنان آمريکايي پرداخت و پس ازمدتي به ايران بازگشت و تا پايان تسخير عراق توسط آمريکا چند بار ديگر به  عراق سفر کرد و همراه مجاهدان عراقي  با دشمنان آمريکايي مبارزه نمود. پس از آزاد شدن عراق از چنگ آمريکا به ايران بازگشت و باز هم با شرکت در ساخت و سازهاي پروژه هاي صنعتي و ساختن بناهاي عام المنفعه و مذهبي کمک کرد. علي انسان ولايت مداري بود و به خاطر علاقه وافر به رهبر معظم انقلاب امام خامنه اي گاهي مي شد که براي  شرکت در نماز جمعه اي که به امامت رهبر بود به تهران مي رفت.

دمشق ميعاد شهادت

فاطمه عسگري خواهر شهيد مدافع حرم در گفت و گو با مشکات برين گفت: علي با آغاز بيداري اسلامي سفرهاي زيادي به کشورهاي عراق، لبنان و سوريه داشت. در لبنان با نيروهاي حزب الله همکاي داشت و پس از تعرض مزدوران تکفيري و سلفي و تروريست ها به سوريه، با هدايت نيروهاي حزب الله  براي کمک به مردم مظلوم سوريه و حفاظت از حرم حضرت زينب (س) راهي سوريه شد. علي در سوريه فعاليت هاي گوناکوني براي مردم  مظلوم آن ديار انجام داد. هم  خدمات فني و مهندسي که در آن مهارت داشت ارائه داد هم در امدادرساني به مجروحان و آوارگان سوري و سکني دادن آنها و رساندن مايحتاج و مواد غذايي بسي کوشش کرد و هم با قلبي اندوهگين به غسل و کفن و دفن شهدا پرداخت و با نماينده ولي فقيه در سوريه همکاري کرد و علاوه‌بر اين در تشکيل و سازماندهي هيئت هاي مذهبي در محرم و صفر سال 91 و مداحي و نوحه خواني سر از پا نشناخت. در اين مدت در سوريه خواب و آرام نداشت و با تمام توان مي کوشيد. سرانجام در ساعت 3 بعدازظهر روز دوشنبه دهم بهمن ماه سال 1391 همزمان با سالگرد تولد حضرت رسول و سالروز تولد خودش پس از نبردي جانانه در حفاظت از حرم حضرت زينب در دمشق و کشتن بيش از ده نفر از تروريست ها، هدف تيراندازي هاي تکفيري قرار گرفت و به آرزوي ديرينه اش که شهادت بود نائل شد.



خاطره اي از برادر شهيد

حاج ابراهيم عسگري برادر شهيد علي عسگري در مصاحبه با مشکات برين گفت: در سال 85 در سيرجان کار مي کرديم روز عاشورا شهيد گفت: حاجتي دارم و مي خواهم براي حاجتم گوسفند قرباني کنم در منزل يکي از دوستان گوسفندي تهيه و ذبح شد وقتي داشتيم گوشت را تقسيم مي کرديم که بين مردم توزيع کنيم شهيد گفت: ديشب خواب ديدم سوره صف را از اول تا آخر با صوت زيبايي مي خواندم تعبيرش چيست؟ وقتي به کتاب مراجعه کرديم ديديم که امام صادق (ع) فرمودند: هر کس سوره صف را در خواب قرائت کند سرنوشت او ختم به شهادت مي شود.

امام جماعت حرم حضرت رقيه نقل مي کند: سه روز قبل از شهادت شهيد عسگري با چند تن از مجاهدين لبناني پيش ما آمدند به او گفتم آقاي عسگري چند ماه است که سوريه هستي يک سفر به ايران برو سري به خانواده و پدر و مادرت بزن شهيد عسگري با نگاه معنادار و لبخند ملايمي که بر چهره اش جاري بود جواب داد: آيا فکر مي کنيد من به اراده خودم به اينجا آمده ام؟ من مولايم امام حسين (ع) را در خواب ديدم حکم جهاد در سوريه به من داده و نتيجه آن را هم که شهادت است به من وعده داده و بازگشتي در کار من نيست.

يکي از دوستان شهيد مي گويد: دو روز قبل از آخرين سفر شهيد به سوريه، با هم بر سر يک کوهي رفتيم و يک رقعه حاجت نوشتيم و آن را بر داخل گلوله اي از گل گذاشتيم و آن را به داخل قنات انداختيم و آمديم مشغول دعاي کميل روي کوه بوديم که يکباره شهابي بزرگ از آسمان به سوي ما آمد و تمام کوه را روشن کرد، من هراسان شده بودم شهيد عسگري گفت: اين نشانه قبولي حاجات ما بوده، به او گفتم مگر حاجت تو چه بود؟ گفت: من به جز شهادت حاجتي ندارم.
دلنوشته هاي خواهر براي برادر شهيدش

زهرا عسگري خواهر شهيد در گفت و گو با مشکات برين تنها به چند جمله حرف دل اکتفا مي کند: علي جان آرزوي ما جشن داماديت بود/ اما آرزوي تو پرواز به سوي آسمان ها/ چه زيباست رخت داماديت/ چه عاشقانه و غريبانه به آرزويت رسيدي.

علي جان خوشا به حالت که پرواز را در جواني تجربه کردي و زود آسماني شدي، اگرچه آنکه از دامنش به معراج رفتي دلتنگ توست و دوستانت دلگير دوريت هستند. چون گل، زيبا زيستي و کوتاه اما باغ و باغبان هنوز هستند و باغ و هر آنچه در آن است در انتظار باغبان.

مي رود و من پشتش آب نمي ريزم وقتي هواي رفتن دارد دريا را هم به پايش بريزي بر نمي گردد.

دست نوشته هايي از شهيد
 
 

وصيت نامه شهيد علي عسگري شهيد مدافع حرم
 
حسبي الله نعم الوکيل نعم المولي ونعم النصير ماشاالله لاحول ولا قوة الا بالله العلي العظيم توکلت علي الحي الذي لايموت الحمدلله الذي لم يتخذ صاحبة ولا ولدا ولم يکن له شريک في الملک ولم يکن له ولي من الذل وکبره تکبيرا...من علي عسگري فرزند بهروز پس از سپاس خداوند عزوجل و نثار درود بر محمد و آل محمد شهادت  مي دهم که خدايي به جز خداي يگانه نيست شهادت مي دهم که  محمد (ص) پيامبر و آخرين فرستاده خداست شهادت مي دهم که قرآن کتاب آسماني و دستور زندگي من بود.

اما اکنون که اين وصيت نامه را مي خوانيد نمي دانم که خداوند مرگم را چگونه رقم زده ولي تمام آرزويم و تلاش شبانه روزيم بر اين بود که شامل آيه شهدا عند ربهم يرزقون باشم اما خدا مي داند که  براي شامل شدن بر اين آيه با تمام توان تلاش کرده ام اميد است که خداوند قبولم کرده باشد. برادران و خواهران آيا نشنيده ايد که رسول خدا  فرمود: هر کس نداي فريادخواهي مسلماني را بشنود و به کمک او نشتابد مسلمان نيست آيا نداي فريادخواهي ملت هاي مظلوم و مسلمان را نمي شنويد شايد تصور کنيد که مي گويم بيشتر از توان خود را هزينه کنيد اما آيا به کمترين ميزان نيز که حفظ حرمت و ابهت انقلاب و مملکتمان مي باشد نمي توانيد هزينه کنيد آيا اگر مقداري از مايحتاج زندگي بر ما کاسته شد بايد سراسيمه شده و به جان هم بيفتيم عزيزانم راه را غلط نرويد راه همان است که  رهبر فرزانه انقلاب حضرت آيت الله العظمي امام خامنه اي مارا بر آن هدايت مي کند.

هوشيار باشيد که دشمن ريشه ما را هدف گرفته، چشم دشمن را هدف بگيريد. بنده هميشه آرزو داشتم که در زمان سيد الشهدا باشم و در رکابش جهاد مي کردم اما ديدم که الان هم فرق با آن زمان نمي کند شيعيان در سرزمين شام در ظلم و ستم هستند حتي بارگاه احياگر عاشورا حضرت زينب کبري مورد تعرض لشگر کفر واقع شده الان که اين وصيت نامه را مي خوانيد اميدوارم حضرت زينب مرا به عنوان پاسدار حرمت بارگاه مبارکش و مدافع شيعيان مظلومش پذيرفته باشد.برادران وخواهران به شما وصيت مي کنم از رهنمودهاي رهبر والا مقام و فرزانه يمان آيت الله العظمي امام خامنه ا ي راه را بجوييد براي ماديات زياد خود را به زحمت نيندازيد و قدري فکر آخرت باشيد اين مشکلات به قول مرجع عاليقدر آيت الله بهجت که روحش قرين رحمت خدا باد گرفتاري هاي قبل از ظهور امام زمان براي مسلمانان مي باشد عزيزانم اندکي صبر سحر نزديک است.

اما همشهريان گرامي، دوستان و آشنايان و اقوام در اين مدت در زندگي فراز و نشيب هاي زيادي کشيده ام که غالبا براساس بعضي سوءتفاهم هايي بوده که بعضي عزيزان مرتکب شده اند همه شما را حلال مي کنم اما تعدادي از شما نيز بر گردن من حق داشتيد با تمام توان و امکان تلاش کرده ام که رضايت شما حاصل شود و به نظر خودم توانستم بيشتر دين ها را ادا کنم و رضايت حاصل کنم اما آنهايي که بر گردن من حق دارند به يگانگي خدا سوگندتان مي دهم که يا حلالم کنيد يا از پدر و برادرانم بخواهيد تا جبران کنند  چون من قصدم بر اين نبوده که ديني بر گردنم باشد و خودتان را شامل اين حديث کنيد که مي فرمايد در روز قيامت منادي فرياد مي زند  کساني که از خدا طلبکار هستند برخيزند تعدادي از مردم بر مي خيزند از  آنها  سوال  مي شود  شما  چه کار کرده ايد که از خداوند طلبکاريد مي گويند ما بندگانش را به خاطر خدا حلال کرديم و اکنون از خدا طلبکاريم.

اما پدر و مادر عزيز اگر خونم در راه خدا ريخته شد اندوهگين نباشيد شادي کنيد که اين آرزوي اولياي خدا بود آيا نه اين است که همه دير يا زود خواهند رفت پس فقط صبر کنيد و به ياد اهل بيت سيد الشهدا سوگواري کنيد و در آمرزش من هم دعا کنيد و السلام عليکم و رحمه الله و برکاته
علي عسگري




انتهاي پيام1026ج /1020ج
 
ارسال نظر
نام شما
آدرس ايميل شما

خبرهای مارا در پیام رسان های زیر دنبال کنید

تاريخ:

جمعه ۳۱ خرداد ۱۳۹۸

ساعت:

۰۰:۵۴:۰۴

21 Jun 2019